سه مرحله ی زندگی از دیدگاه کی یرکه گور

کی یرکه گور معتقد است سه مرحله در زندگی انسان وجود دارد به این دلیل از کلمه «مرحله» استفاده میکند که میخواهد تاکید کند میشود در دو مرحله اولیه زندگی کرد و بعد یکدفعه به مرحله بالاتر جهش کرد، ولی انسانهای زیادی سراسر عمرشان را در یک مرحله میگذرانند.

 

کسی که در مرحله حس گرایی زندگی میکند به سادگی می تواند اضطراب و تهی بودن را تجربه کند، البته در این موارد امید هم وجود دارد، به نظر کی یرکه گور کم و بیش حسی مثبت است، خودش نشانه آن است که فرد در وضع وجودی به سر میبرد. حالا حس گرا میتواند انتخاب کند به مرحله بالاتر جهش کند، ولی یا این اتفاق می افتد یا نمی افتد. اگر این جهش کامل انجام نگیرد فایده ای ندارد. اینجا صحبت از این یا آن است، ولی هیچ کس نمیتواند به جای تو این جهش را انجام بدهد.

کسی که در مرحله حس گرایی به سر می برد یعنی در همین لحظه زندگی میکند و دائما به دنبال لذتهای زندگی هست، چیزهایی که خوب و زیبا و مطلوب و راحت است. چنین انسانی کاملا در جهان محسوسات زندگی میکند. حس گراها برده امیال و افکار خودشان اند. چیز بد همه چیزهای خسته کننده است.

 

بعد شاید زندگی در مرحله اخلاقی را شروع کنیم، این زندگی از جدیت و انتخابهای متوالی بر اساس معیارهای اخلاقی تشکیل شده است. این دیدگاه نسبت به زندگی کمی شبیه اخلاق وظیفه گرای کانت است، فرد تلاش می کند بر اساس قانون اخلاقی زندگی کند، کی یرکه گور هم مثل کانت قبل از هر چیز به منش انسان توجه دارد، مهمترین چیز این نیست که به درستی یا غلط بودن چه چیزی اعتقاد داریم، مهم آن است که همیشه چه ارتباطی با چیزهای درست و غلط برقرار میکنیم، حس گرایی دغدغه اش فقط این بود که چه چیزی جالب است و چه چیزی خسته کننده.

 

به اعتقاد کی یرکه گور مرحله اخلاقی هم رضایت بخش نیست. انسان وظیفه شناس هم بالاخره از اجرای نظم و وظایف به تنگ می آید. خیلی ها ممکن است واکنش های خستگی را در سالهای آخر عمر تجربه کنند، بعضی ها ممکن است به مرحله حس گرایی عقب نشینی کنند، ولی بعضی ها هم به مرحله دینی جهش میکنند، آنها این پرش شجاعانه را به اعماق هفتاد هزار متری ایمان انجام می دهند، آنها ایمان را به لذتهای حس و ندای وظیفه عقل ترجیح میدهند، همان طور که خود کی یرکه گور میگوید: « افتادن در دستان زنده خدا میتواند وحشتناک باشد » اما تازه در این مرحله است که انسان میتواند به رستگاری برسد.
کتاب دنیای سوفی بخش کی یرکه گور

به نظر من اکثر ما آدمها این تجربه را داشته ایم که در مرحله حس گرایی به سر برده ایم و وقتی خاستیم وارد مرحله اخلاقی بشیم نا امید یا خسته شده ایم و دوباره به مرحله حس گرایی نزول کرده ایم ولی اگر به ایمان دست پیدا کنیم رستگار میشویم و دیگر لذتهای حسی ارزشی ندارند و  دیگر از گوش دادن به ندای وظیفه عقل خسته نمیشویم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *