قرار آخر

بر سجاده‌ای روی برگهای پاییز پهن
تو با چشمانی گریان
خیره به افق
قرار آخر را خواندی

تکیه ام به درختی
پشت به تو مانده‌ام
مانده ام تا چشمان ترت را نبینم
برگها این سو و آن سو روی باد سوار
سکوتی محض حکم فرما
قرار آخر خواندی
رنگ سفیدی به سیاه بدل شد
و رفتی

دوشنبه: 94/11/12
ساعت 10:20

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *