قاعده بازی

زمان در راستای خود چون برق و باد در جریان
سالهایی که هدایت می‌شوند رو به جلو
روزهایی که دوان دوان در پی هم می‌آیند
آری عمریست که بر ما گذشت و می‌گذرد

آینه دروغگوی خوبیست
کاغذهایی که پراکنده شده‌اند روی کف اتاق، از گذر زمان‌هایی می‌گویند که خیلی دورند دور دور
سخت است دیدن چین و چروک و فرسایش جسم
این قاعده بازی این دنیاست

چند صباح دیگر ناقوس زمان برای من به صدا در‌می‌آید
و این عادلانه نیست

عادلانه نیست که هنوز دلی به دل من خود را نباخته است
عادلانه نیست که هنوز چشمی در پی چشمان من نگران نیست
عادلانه نیست که هنوز هم اشتباه می‌‌کنم شاید او دوستم داشته باشد

شنبه ۱۳۹۷/۱۰/۲۲

ساعت ۱۶:۰۰

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *